|
مناسبتها
|
|
۲۲تیر - ۹رجب - 12 July
|
|
روز تولد محمد بن زکریای رازی
محمد بن زکریای رازی در چنین روزی در سنه 251 ه ق دیده به جهان گشود . ابوبکر محمد بن زکریای رازی از فلاسفه وپزشکان بزرگ ایران بود . وی در جوانی به تحصیل فلسفه ، طب ، ریاضی ، و نجوم پرداخت و در همه این علوم صاحب نظر شد . ولی عمده شهرت این دانشمند در پزشکی و شیمی است . کتاب الحاوی وی دایره المعارفی بود که بیش از قسمتی از آن در دست نیست ، با این حال تا این اواخر مرجع و کتاب در سی اروپاییان بود . وی در شیمی به کشفیاتی از جمله کشف الکل و جوهرگوگرد نایل آمد . گویند رازی 56 اثر عالی و با ارزش از خود باقی گذاشت و با این تالیفات و تحقیقات نظری و علمی خود پیشرفت فراوانی نصیب دانش آن روز گار کرد . از آثار وی در کیمیا ، کتاب الاکسیر و کتاب التدبیر و در طب کتاب الطب المنصوری را می توان نام برد . وی در اواخر عمر به علت کار و مطالعه زیاد نابینا شد . به گفته بر خی در سال 320 ه ق و یا به گفته برخی دیگر در سال 322 ه ق دار فانی را وداع گفت .
|
|
|
در گذشت آیت الله بهبهانی
درچنین روزی درسال 1328هجری قمری آیت الله سید عبدالله بهبهانی ازعلمای برجسته جهان تشیع و ازرهبران نهضت مشروطه به شهادت رسید . آیت الله بهبهانی از جمله کسانی بود که به شدت با استبداد شاهی به مخالفت پرداخت . نخستین حرکت ایشان در حوزه مبارزه با نظام ستمشاهی مظفر الدین شاه انجام هجرت صغری بود. پس ازهجرت صغرا ، ایشان وآیت الله طبا طبایی و برخی ازروحانیان با ایجاد برخی حرکت های سیاسی ریشه ای اعتراض خود را نسبت به سیاست های مظفرالدین شاه وهمچنین حمایت ازحکومت قانون درکشور بیان کردند که ازآن جمله می توان به هجرت کبری اشاره کرد . ازایشان مجموعه ای در25 باب درباره مسائل فقهی به جای مانده است .
|
|
|
آغاز جنگ میان مشروطه خواهان و نیروهای قزاق
درچنین روزی در سال 1287 هجری شمسی، میان طرفداران مشروطه و نیروهای نظامی قزاق در خیابانهای تهران جنگ و زد و خورد در گرفت. این نبرد خیابانی پس از به توپ بستن مجلس توسط عمال محمد علی شاه قاجار از جمله لیاخوف روس بود. در این زد و خوردها شماری از نیروهای طرفدار مشروطیت کشته و دستگیر شدند. درسال 1287 ه ش به دستورمحمد علی شاه قاجارمجلس شورای ملی به توپ بسته شد. محمد علی شاه قاجاردرسال 1324 ه ق تاجگذاری کرد. وی ولیعهد مظرالدین شاه بود. مظفرالدین شاه چند ماه پس ازپذیرش مشروطه درسال 1285 ه.ش درگذشت و ولیعهد بر جای وی نشست. محمد علی شاه علیرغم پذیرش مشروطه از سوی مظفر الدین شاه، به دلیل خوی استبدادی خود از وضعیت پیش آمده به شدت ناراحت بود و به دنبال فرصتی می گشت که مشروطه را منحل نماید و بساط استبدادی را در کشور بگستراند. نفرت او از مشروطه به حدی بود که در روز تاجگذاری نمایندگان مجلس شورای ملی را برای مراسم دعوت نکرد و تنها صنیع الدوله رییس مجلس وقت را در مراسم تاجگذاری خود دعوت نمود. رفتار محمد علی شاه تا بدانجا پیش رفت که سرانجام وی تصمیم گرفت در یک کودتای نظامی مجلس را به توپ ببندد و بساط مشروطه و قانون را در کشور برچیند لذا لیاخوف روسی فرمانده قزاق ها مجلس را به توپ بست و به دستگیری و حبس و اعدام آزادیخواهان مشروطه طلب دست زد. اما به هر حال استبداد او معروف به دوره استبداد صغیر دیری نپایید و سرانجام گروههای مختلف آزادی خواه در کشور با هجوم به پایتخت تهران را فتح کردند. در صبح روز بیست و هشتم تیر 1288 ه ش شاه به همراه پانصد سرباز به اتفاق سران استبداد به سفارت روس پناهنده شد. شامگاه همان روز فاتحان تهران در بهارستان تشکیل جلسه داده و محمد علی شاه قاجار را از قدرت خلع کردند و فرزند دوازده ساله او را به نام احمد به پادشاهی و علیرضا عضد المالک را به سمت نایب السلطنه برگزیدند. رهبران مشروطه سرانجام محمد علی شاه را با تعیین مقرری سالیانه به روسیه تبعید کردند وی باز هم تلاش کرد به صورت مخفی وارد ایران شود که این اقدام وی برملا شد و مقرری وی قطع گردید.
|
|
|
ورود به اسپانیا
درچنین روزی در سال 711میلادی برای نخستین بار سپاه طارق بن زیاد وارد اسپانیا شد و درواقع اسلام به مرزهای اروپا راه یافت . اندلس در واقع در اواخر قرن اول هجرى به وسیله سپاهى از اعراب و بربرهاى مسلمان شمال افریقا فتح گردید .گفته می شود در جریان فتح اندلس، قبایل ویزیگوت ساکن اسپانیا که از حکومت خود ناراضى بودند، با مسلمانان همکارى کردند.به همین جهت اگر چه ریاست و رهبرى اسپانیاى مسلمان با عربهاى مسلمان بود، اما رؤساى بربر و گوت هم داراى قدرت فراوان بودند.قدرت تقریبا مساوى عربها، بربرها و گوتها مانع از به قدرت رسیدن یک دولت کاملا قدرتمند مسلمان در اندلس مىشد.چنانکه گوتها همگى مسلمان نشدند و عده زیادى از آنها مسیحى باقى ماندند .فتح نواحى مسیحى نشین شمال اسپانیا و گسترش اسلام در تمامى آن سرزمین نیز ناتمام ماند .بنى امیه براى حفظ حاکمیت خود بر اندلس، یکى از رؤساى عرب ساکن آنجا را عامل خود قرار مىدادند، اما این شخص در برابر نافرمانى بربرها و گوتها قدرت چندانى نداشت و همراهى قبایل عرب با وى، معمولا براى حفظ موقعیت خودشان در برابر اقوام دیگر بود.در حالى که اندلس داراى چنین اوضاعى بود، بنى عباس موفق به سرنگونى حکومت بنى امیه شدند.در پى این واقعه، تعقیب امویان و قلع و قمع آنان آغاز شد و در نتیجه هر یک از بنى امیه در جستجوى یافتن پناهگاه به سویى گریختند.در این میان شخصى به نام عبد الرحمن از نوادگان هشام بن عبد الملک (دهمین خلیفه اموى) از چنگ عباسیان جان سالم بدر برد و به اندلس گریخت .او در سال 137 ه.ق وارد اندلس شد (5 سال پس از تأسیس خلافت عباسى) و توانست تعدادى از قبایل عرب آنجا را با خود همراه سازد.در شرایطى که تعدادى از مسلمانان اندلس بىطرف بودند، نیروهاى متمایل به عباسیان متحمل شکست شدند و عبد الرحمن توانست قدرت را در دست گیرد.فاصله زیاد اندلس تا مرکز خلافت عباسیان، مانع از اقدام سریع و مؤثر بنى عباس براى تصرف اندلس شد و هنگامى که نیروهاى عباسیان به آنجا اعزام شدند، عبد الرحمن توانست همراهى گوتها و بربرها را با خود جلب کند.آنان در این مرحله حکومت عبد الرحمن را عامل حفظ استقلال سیاسى خود تلقى مىکردند.بدین ترتیب عبد الرحمن سلسله اموى اندلس را تأسیس کرد. عبد الرحمن و جانشینانش تا حدود صد سال بعد از تأسیس سلسله اموى اندلس، خود را امیر مىنامیدند.حکومت آنان جنبه دینى نداشت و عناصر کشورى و لشکرى آنان، ترکیبى از مسلمانان ومسیحیان بود.به همین دلیل نمىتوانستند عنوان خلافت را که مفهومى صرفا اسلامى داشت، براى خود برگزینند.این امر اگر چه موجب آرامش داخلى قلمرو آنان مىشد، لیکن مقابله با دولتهاى مسیحى مستقل شمال اسپانیا را مشکل مىساخت.بنابراین به دلیل هجوم مسیحیان به مرزهایشان، از اوایل قرن چهارم هجرى سیاست دینى مشخصترى انتخاب کردند.در این زمان عبد الرحمن سوم حکمران اندلس، خود را خلیفه نامید.او با بهرهگیرى از غیرت دینى مسلمانان، توانست مسیحیان شمال اسپانیا را شکست دهد.علاوه بر این، او در دریا نیز عرصه را بر مسیحیان تنگ کرد.در این زمان امویان اندلس، پا را از آن سرزمین فراتر نهاده قسمتى از شمال افریقا را هم تصرف کردند.این به معناى به مبارزه طلبیدن خلفاى عباسى بود.عباسیان نیز با دادن اختیارات به حکمرانان خود در شمال افریقا کوشیدند با امویان مقابله کنند.اما این اقدام سرانجام موجب کاهش هر چه بیشتر تسلط آنان بر شمال افریقا شد. بعد از سقوط امویان، اندلس از تسلط عباسیان بیرون شد. در آنجا نیز مثل بیشتر بلاد اختلاف مصرى و یمانى در میان بود. به سال 125 ابوالخطار یمانى بر اندلس تسلط یافت و صمبل بن حاتم که مصرى بود بر او بشورید و از ولایتدارى خلع کرد و یکى از مصریان را به ولایتدارى رسانید یمنیان میخواستند ابوالخطار را به مقام خویش باز برند اختلاف بالا گرفت و اندلس چهار ماه تمام ولایتدار نداشت عاقبت همگى بر ولایتدارى یوسف بن عبدالرحمن فهرى اتفاق کردند که مصرى بود و به سال 129 ولایت اندلس را بدو دادند و بنا شد یکسال ولایت بدست او باشد و سال بعد کار را بدست یمنیان دهد تا هر که را خواهند ولایتدار کنند و چون سال بگذشت یمنیان خواستند یکى از خویشتن را بولایت رسانند اما صمبل مقاومت کرد و گروه بسیار از ایشان را بکشت و باز بر ولایت یوسف اتفاق شد و کس بر او اعتراض نکرد تا عبدالرحمن اموى بر اندلس تسلط یافت. چون دولت اموى سقوط کرد و عباسیان به تعقیب و کشتار ایشان برخاستند یکى از بزرگان اموى عبدالرحمن پسر معاویة بن هشام از چنگ عباسیان به اندلس گریخت و دولت اموى اندلس را بنیان نهاد. جدایى اندلس از دولت عباسیان مایه ضعف ایشان بود اما منصور با همه کوششها که کرد نتوانست قدرت خویش را بر آن دیار استقرار دهد و به ناچار از در ملایمت درآمد. وقتى منصور از مسالمت کارى نساخت به پپین پادشاه فرنگ متوسل شد تا از او بر ضد عبدالرحمن کمک گیرد و فرستادگان به دربار او روان کرد که سالى چند در آنجا مقیم بودند و با فرستادگان وى به نزد منصور بازآمدند و باز به دربار پپین رفتند و براى وى هدیههاى گرانبها بردند اما این گفتگوها ثمرى نداشت جز آنکه عبدالرحمن از هجوم فرنگیان بکشور خویش بیمناک شد و هرگز بصدد جنگ عباسیان نیفتاد بنابراین منصور در مانور سیاسى خویش به نسبت زیاد توفیق یافت و سیاست عباسیان را درباره اندلس پایه نهاد. بدوران مهدى همه دولتها از عباسیان حساب میبردند که این دولت بنهایت قدرت و وسعت رسیده بود اما آن اختلاف که میان خلیفه بغداد و اندلس بود مایه اضطراب بغداد بود که مهدى چون پدر قدرت امویان اندلس را به دیده حسد می نگریست و میخواست این دولت را از میان بردارد اما لشکر کشى به آن دیار میسر نبود که راه دراز بود و گذر دادن سپاه از صحراهاى آفریقا کارى دشوار مینمود و هم قوت عبدالرحمن اموى به حساب بود که وى در اندیشه بود دیار شام را از امویان بگیرد و اگر اوضاع اندلس اجازه میداد بدینکار اقدام کرده بود بدی نجهت دو خلیفه در بغداد و اندلس بدشمنى و کینه قانع شدند و کوشش عملى بر ضد همدیگر کمتر کردند . ابن اثیر گوید: «مهدى عبدالرحمن بن حبیب فهرى را باندلس فرستاد و او از آفریقا گذشت دریا را پیمود و بسلیمان بن یقطان که ولایت بارسلن داشت نامه نوشت و او را به اطاعت خلیفه بغداد خواند اما سلیمان دعوت وى را نپذیرفت و فهرى خشمگین با گروهى از بربران به قلمرو او هجوم برد اما سلیمان وی را بشکست و عبدالرحمن باقیمانده نیروى وى را تار و مار کرد و کشتیهاى او را بسوخت که فرار نتواند کرد فهرى در ناحیه والانس موضع گرفت و محصور شد اما مقاومتى سخت کرد و ترس وى بدلها افتاد و عبدالرحمن هزار دینار جایزه براى سرش معین کرد و یکى از بربران ویرا بکشت و سرش را به نزد خلیفه اندلس برد. (منبع : جعفریان ، رسول و خیراندیش ، عبدالرسول ، تاریخ اسلام و دولتهاى مسلمان، ص 119)
|
|
|
درگذشت خلیل ملکی
در چنین روزی در سال 1348 خلیل ملکی از چهره های سیاسی ایران در گذشت. وی از عمده فعالان گروههای چپ در ایران بود. نخستین فعالیت های گروههای چپ در ایران به اوایل دوره مشروطه و فعالیت چهره هایی چون حیدرخان عمواوغلی، احسان الله خان، خالوقربان، سلطان زاده، عبدالصمد کامبخش و سلیمان میرزا اسکندری باز می گردد. دوره دوم فعالیت کمونیستی نیز مربوط به گروه موسوم به 53 نفر است که چهره هایی چون تقی آرانی، پیشه وری، انورخامه ای ، خلیل ملکی، احسان طبری و بزرگ علوی در آن حضور دارند. پس از سرنگونی رضا خان در شهریور 1320، حزب توده به وجود آمد. وابستگی شدید به شوروی و اختلافات و تضادهای تئوریک و ایدئولوژیک بین دو قطب کمونیستی آن دوران شوروی و چین باعث شد که گروههای چپ دیگری در سالهای دهه سی و چهل از این جریان منشعب شوند که می توان به سازمان چریکهای فدایی خلق و گروه رنجبران، سازمان جوانان حزب توده، سازمان انقلابی حزب توده، گروه طوفان و ستاره سرخ اشاره کرد. رهبران حزب توده ایران در قالبهای فکری مارکسیستی اسیر بودند و به همین خاطر توان شناخت صحیحی از کشور و مردم خود و بدنبال آن مبارزه موفق را نداشتند. مارکسیستها در ایران یک سازمان وابسته به ایدئولوژی اروپایی و بیگانه از واقعیت جامعه ایران با تمام عواقب و نتایج ناشی از این بیگانگی بودند. پس از شکست حزب توده در عرصه سیاسی، سرخوردگان حزبی وارد عرصه فرهنگی شدند و با ترویج افکار ماتریالیستی خود به مبارزه با باورهای مذهبی مردم پرداختند.
|
|
|
عادی سازی آمد و شد کشتی ها در کانال پاناما
در چنین روزی در سال 1920 کانال پاناما آمد و شد کشتی ها حال عادی به خود گرفت . دولت آمریکا این کانال را پیشتر مورد تجاوز نظامی خویش قرار داده بود .
|
|
|
روز تولد جولیوس سزار
جولیوس سزار امپراطور قدرتمند روم در چنین روزی در یکصد سال قبل از میلاد مسیح چشم به جهان گشود. سزار از امپراطوران خونخوار تاریخ بوده است.
|
|
|
تولد سر ویلیام اسلر
اسلر کانادایی در چنین روزی در سال 1730 در کانادا به دنیا آمد. وی در عصر خود فیزیکدان و نویسنده برجسته ای به شمار می رفت . مهمترین اثر او سیستم دورانی نام دارد .
|
|
|
تولد جرج ایستمن
جرج ایستمن مخترع دوربین کداک در چنین روزی در سال 1854، در نیویورک آمریکا به دنیا آمد .
|
|
|
تولد استفان جرج
استفان جرج شاعر بزرگ آلمان در چنین روزی در سال 1868 دیده به جهان گشود. او عمدتا اشعار غنایی و عاشقانه می سرود . الگبال عنوان مهمترین اثر اوست .
|
|
|
تولد آمدئو مودیگلیانی
مودیگلیانی نقاش و مجسمه ساز بزرگ ایتالیا در چنین روزی در سال 1884 دیده به جهان گشود .
|
|
|
تولد پابلو نرودا
پابلو نرودا از شاعران برجسته جهان و صاحب آثاری چند در حوزه شعر در چنین روزی در سال 1904 در شیلی چشم به جهان گشود. وی در سال 1971 جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد. مهمترین اثر او سکونت در زمین نام دارد. نرودا شاعری اهل زندگی است. به همین دلیل اشعارش از وجوه مشخص رمانتیک برخوردار است و با هم عصران خود از جمله میگوئل فرناندز که از نظر ذهنی به او نزدیک است، دوستی می کند. نرودا شاعری است که در پی مفاهیم متفاوت از تصویر سازی انسان می گردد. می توان گفت اشعار او آمیزه ای از عشق، اشتیاق، خشم، مبارزه و در نهایت زیستن در فضای مه گرفته است.
|
|
|
تولد آندر ویت
اندرو ویت نقاش آمریکایی در چنین روزی در سال 1917 دیده به جهان گشود. جهان مسیح عنوان مهمترین اثر نقاشی اوست.
|
|
|
تولد جان نمک
جان نمک کارگردان و فیلمساز چک در چنین روزی در سال 1934 به دنیا آمد. الماس های شب عنوان مهترین اثر این فیلمساز اهل پراگ است .
|
|
|
روز استقلال کریباتی
این جمهوری از سی وسه جزیره در وسط اقیانوس آرام نزدیک خط استوا تشکیل شده است. عموم مردم این کشور از مسیحیت پیروی می کنند و زبان رایج آنان انگلیسی و ژیلبرتی است. نوع حکومت کریباتی جمهوری دموکراتیک است. کریباتی در چنین روزی در سال 1979 میلادی از انگلستان مستقل شد و در ردیف ممالک مشترک المنافع انگلیس در آمد.
|
|
|
|