در چنین روزی در سال 1286 ه ق امیر کبیر از قدرت عزل شد . میرزا تقی خان ، پسر کربلایی محمد قربان فراهانی ملقب به اتابک اعظم ، امیر نظام وامیر کبیر از بزرگترین رجال سیاسی دو قرن اخیر ایران و از بزرگترین وزرای ایران در دوره اسلامی ، در سال 1323 ه ق در خانواده ای از طبقات پایین جامعه به دنیا آمد . پدرش از اهالی روستای هزاوه شهرستان اراک بود و به دلیل شغل آشپزی دربار با مقامات حشر و نشر داشت . میرزا تقی خان تحصیلات مقدماتی را زیر نظر پدر بزرگوار خویش آموخت. وی پس از آن و به دلیل ابراز شایستگی ها ، اندک اندک به مشاغل دولتی در آمد . میرزا تقی خان سالهای 1243 ه ق داخل خدمت دبیری و پس از آن وارد خدمت وصول مالیات و حقوق دیوانی شد و سپس در سلک منشیان رسمی قائم مقام در آمد . مسوولیت بعدی میرزا تقی خان وزیر نظامی است که در معاونت محمد خان زنگنه که امیر نظام بوده است ، قرار می گیرد . امیر کبیر در اثر حسن سلوک و آشنایی کامل به آداب معاشرت با ماموران خارجی توجه عباس میرزای ولیعهد را جلب کرد . وی در ماجرای قتل گریبایدوف به مقام وزارت نظام آذرباییجان رسید و ملقب به وزیر نظام شد . میرزا تقی خان مدتی نیز به نمایندگی ایران با دویست تن از افسران برجسته به ارزروم رفت و مدت چهار سال در این شهر با نماینده دولت عثمانی در حضور نمایندگان دو دولت روس و انگلیس در مذاکره بود تا این که توانست در روز شانزدهم جمادی الثانی سال 1262 ه ق موضوع اختلافات ایران و عثمانی را در عهد نامه ارزنه الروم پایان دهد . میرزا پس از مراجعت به پیشکاری ولیعهد منصوب شد و پس از آنکه محمد شاه در ششم 1264 در تهران وفات یافت ، ناصر الدین شاه او را از تبریز به سوی تهران حرکت داد . ناصر الدین شاه در باسمنج تبریز او را به مقام امیر نظامی ملقب ساخت . ناصرالدین شاه در هجدهم ذی قعده سال 1264 ه ق به تهران رسید و در شب 22 ذی قعده مقام صدارت عظمایی را به میرزا تقی خان عطا کرد . در این دوران کشور در اوج فلاکت بود و سران مملکتی مشغول حیف و میل اموال بیت المال بودند . در اثر بی کفایتی حاج میرزا آقاسی خزانه مملکتی با ضعف شدید روبرو شده بود. امیر کبیر در این وهله با دریافت وضع ناهمگون کشور شروع به تصفیه دستگاه دولتی و عزل و نصب ماموران لشکری و کشوری کرد و سعی کرد برای مشاغل مختلف افراد شایسته رابر سر کار آورد . وی با لغو برخی از مالیات های اضافی ، در یافت مالیات ها را دارای نظام منسجم و مشخصی کرد . او همچنین حقوق گزاف در باریان را کاست و از بذل و بخشش های بی در یغ در حوزه بودجه مملکتی جلوگیری نمود . امیر کبیر همچنین سعی کرد با اصلاح قشون نظامی کشور در این حوزه نیز اصلاحاتی انجام دهد . اوسپس به مساله امنیت در راهها توجه کرد و در این حوزه مقرراتی چند وضع نمود . تاسیس دارالفنون در تهران ، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه ، راه اندازی چند ین کارخانه ، معافیت کشاورزان از پرداخت مالیات و تشویق صنایع و تولیدات کشاورزی داخلی از جمله اقدامات داخلی او بودند . امیر کبیر همچنین در حوزه سیاست خارجی نیز دست به اصلاحات فراوانی زد که از میان آنها می توان به انتصاب افراد شایسته به عنوان سفیر نام برد . بر اثر همین اصلاحات بود که برخی از سفارتخانه ها و همچنین درباریان وجود او را تاب نیاوردند و خواستار عزل وی و نهایتا قتل او شدند . با اصلاحات او موقعیت مالی و نفوذ اجتماعی آنان به خطر افتاده بود و به همین دلیل ناصرالدین شاه به اغوای در باریان امیر کبیر را در چنین روزی از صدارت عزل و فقط عنوان فرمانده کل قشون برای او باقی ماند .
ناصر الدین شاه در حکم عزل وی چنین آورده است :
چون صدارت اعظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت بر شما دشوار است، شما را از آن معاف کردیم. باید با کمال اطمینان مشغول امارت نظام باشید.»
«نوزدهم محرم الحرام سنه 1268»
«ناصرالدین شاه قاجار »
چند روز بعد هم او را به حکومت کاشان منصوب کرد . در بیست و پنج محرم سال 1268 ه ق امیر کبیر تبعید شد .
«بر حسب امر اقدس همایون اعلیحضرت شاهنشاهی خلدالله ملکه و سلطانه ... میرزا تقی خان را به واسطه غرورهای شخصانی و حرکات ناهنجار و آثار و اسباب بدهوایی و بدخیالی که سابقا و لاحقا از او دیده شد، از جمیع مناصب اعم از پیشکاری دربار همایون و امارت نظام و تمامی مشاغل و خدمات محوله که به او محول بود خلع و عزل فرمودند. و حالا نه منصبی به او محول است و نه در امورات دیوانی مدخلیتی دارد، بلکه یکی از آحاد رعیت ایران است.»
«26 محرم الحرام سنه 1268»
«میرزا محمدعلی خان وزیر امور خارجه»
پس از آن بود که با توطئه همگان از جمله مهد علیا مادر شاه، امیر کبیر را در هجدهم دی 1230 ه ش در حمام فین کاشان رگ زدند وامیر خوشنام ایران براثر شدت خونریزی به شهادت رسید . پس از قتل امیر کبیر، میرزا آقا خان نوری صدراعظم شد و در نامه ای برای شاه نوشت: «بحمدالله که میرزا تقی خان غیر مرحوم، به درک واصل شد. خدا جان این چاکر و جمیع اولاد آدم و عالم را فدای یک جمله دستخط مبارک سرکار اقدس شهریاری بنماید. این بنده میرزا تقی خان نیست که خود، زور داشته باشد و هوایی؛ زور و تسلط چاکر، اعتبار شاه است!»